امبران اولوالعزمى که داراى شریعت و کتاب آسمانى بودند طبق صریح تواریخشان،از شرق خاورمیانه برخاستند;نوح(علیه السلام) از سرزمین عراق برخاست.ومرکز دعوت ابراهیم (علیه السلام)،عراق و شام بود،و به مصر و حجاز نیز سفر کرد.موسى(علیه السلام) از مصر برخاست سپس به فلسطین آمد; ومرکز تولّد و قیام و دعوت مسیح(علیه السلام) نیز شام و فلسطین بود; و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از سرزمین حجاز برخاست.پیامبران دیگر نیز غالباً در همین مناطق مى زیستند به طورى که مى توان گفت: شرق خاورمیانه، منطقه پیامبر خیز جهان بوده است!
با توجّه به وضع پیدایش جوامع بشرى، و ظهور تمدّن انسانى، این مسأله جاى شگفتى نیست; زیرا مورّخان بزرگ جهان تصریح مى کنند که مشرق زمین( مخصوصاً شرق خاورمیانه) گهواره تمدّن انسانى است و منطقه اى که به نام هلال خصیب ـ هلال خصیب به معناى هلال پر برکت است و اشاره به منطقه اى است که از درّه نیل شروع مى شود و تا مسیر دجله و فرات و اروند رود، ادامه پیدا مى کند; و به صورت یک هلال بزرگ روى نقشه جغرافیا منعکس است ـ زادگاه تمدّن هاى بزرگ جهان است.
تمدّن مصر باستان که قدیمى ترین تمدّن شناخته شده جهان است، و تمّدن بابل در عراق، و تمدن یمن در جنوب حجاز، و همچنین تمّدن ایران و شامات، همه نمونه تمدن هاى معروف بشرى هستند.آثار تاریخى مهمى که در این مناطق باقى مانده، و سنگ نوشته ها، همه شاهد و گویاى این مدّعا است.از یکسو قدمت تمدّن انسانى در این منطقه به هفت هزار سال یا بیشتر باز مى گردد; و از سوى دیگر، رابطه نزدیکى میان تمدن انسانى و ظهور پیامبران بزرگ است; زیرا انسان هاى متمدّن، نیاز زیادترى به آیین هاى الهى دارند; تا هم قوانین حقوقى و اجتماعى را تضمین کرده، جلو تعدّیات و مفاسد را بگیرد و هم فطرت الهى آنها را شکوفا سازد، به همین دلیل مى گوییم نیاز بشر امروز مخصوصاً کشورهایى که از تمدن صنعتى سهم بیشترى دارند، به مذهب،از هر زمانى بیشتر است.
اقوام وحشى، یا نیمه وحشى، آمادگى زیادى براى پذیرش مذاهب ندارند، و اگر هم مذهب را پذیرا شوند، قدرت نشر آن را ندارند.ولى هنگامى که مذهب در مراکز تمدّن آشکار شود، به سرعت از آن جا به نقاط دیگر نشر پیدا مى کند;زیرا مردم مناطق دیگر،براى حل مشکلاتشان دائماً در این مناطق رفت و آمد دارند; به علاوه وسائل نشر هرچه باشد، در این مراکز بیشتر است.ممکن است گفته شود: پس چرا اسلام بزرگترین آیین الهى، از یک منطقه عقب افتاده برخاست؟
ولى اگر درست به نقشه جغرافیا نگاه کنیم مى بینیم این نقطه عقب افتاده یعنى مکّه در واقع مرکزى بوده که در اطراف آن،بقایاى پنج تمدّن معروف بزرگ وجود داشته،و مکّه نسبت به آنها مانند مرکز دایره حساب مى شده است;در شمال،تمدّن روم شرقى و شامات، در شمال شرقى، تمدّن ایران و کلده و آشور، در جنوب، تمدّن یمن، و در غرب، تمدّن مصر باستان.درست به همین دلیل، هنگامى که اسلام گسترش یافت تمام قلمرو این تمدن هاى پنج گانه را زیر سیطره خود قرارداد و همه را در خود ذوب نمود; جنبه هاى مثبت هرکدام را گرفت، و جنبه هاى منفى را حذف کرد; و مسائل مهم عقیدتى و عملى را بر آن افزود و تمدّن باشکوه اسلامى در سرتاسر این مناطق ظاهر گشت.خلاصه با توجّه به آنچه در بالا گفتیم روشن مى شود که چرا خداوند حکیم پیامبران بزرگ خویش را از شرق خاورمیانه مبعوث کرده; و چرا مشرق زمین، کانون ظهور ادیان بزرگ الهى بوده است.
برچسب:
نویسنده: جـواد
تنبلی
اینکه فرهنگ تنبلی از کجا ایجاد شده است و ریشه هایش به کجا می رسد، پاسخ های فراوان دارد. اینکه چرا برخی آدم ها و گروه ها تنبل اند و یا اینکه چرا بعضی فرهنگ ها مروج تنبلی هستند و برخی دیگر نه. اینکه چرا تنبلی در کشوری مانند ژاپن مسئله ای تعریف نشده است اما در جامعه ما اینقدر ملموس و عینی است. و اینکه چرا بعضی ها به خودشان زحمت نمی دهند و ترجیح می دهند به آسان ترین روش سر و ته مسائل را هم بیاورند.
یکی از مهم ترین عوامل موثر در ایجاد و ترویج فرهنگ تنبلی ، جغرافیا است. اگر بخواهیم این مسئله را واکاوی کنیم به این مسئله می رسیم که در شهرهای شمالی کشور به دلیل آب وهوای معتدل و بارش های فراوان و وفور نعمت، مردم نیازی به انجام کارهای سخت و طاقت فرسا احساس نمی کردند. زمین حاصلخیز باعث می شد که تمام مایحتاج ساکنان این مناطق به راحتی در دسترسشان باشد. در شیراز هم از گذشته به دلیل همین وفور نعمت و وجود کشاورزی و حاصلخیزی اراضی، مردم برای تهیه خوراک روزانه شان نیازی به تلاش زیاد نداشتند. اما دراستان های کویری ما شاهد بودیم که مردم به سختی روزگار می گذاراندند و به همین دلیل فرهنگ غالب بر اهالی این استان ها با استان هایی که از امکانات طبیعی بهره مند بودند بسیار متفاوت است.
در محیطهای کار هم برخی از کارمندان به نوعی در صدد کم کاری هستند. این افراد انگار تمام تلاششان را میکنند برای اینکه در روز کمترین کار ممکن را انجام دهند و اگر در این میان کسی وظایفش را به درستی انجام دهد از سوی دیگر کارکنان، مورد انتقاد واقع میشود و انگار انجام درست وظیفه عمل نابهنجاری است که از سوی کارکنان وظیفه شناس انجام شده است
نفت دلیلی برای تنبلی
البته از بررسی جغرافیایی فرهنگ تنبلی که بگذریم ، میرسیم به مهمترین عامل تنبلی ایرانیان که همان نفت است. منابع عظیم نفت و گازی که در کشور ما وجود دارد این اعتقاد را در میان مردم به وجود آورده که حتی اگر هیچ کاری هم انجام ندهند، به صرف اینکه در کشوری که از لحاظ ذخایر غنی از منابع نفتی زندگی میکنند کافی است تا زندگی راحتی داشته باشند. شاید اگر ما هم مثل بسیاری از کشورها در سرزمینی زندگی میکردیم که از نفت و گاز غنی بی بهره بود، از سالها پیش مجبوری میشدیم فکری برای تأمین هزینههایمان از طرقی غیر از نفت کنیم و این باعث تغییر فرهنگ غالب در کشورمان میشد.
طبقه اجتماعی و تنبلی
یکی از عوامل تنبلی که شاید زیاد هم به مرزهای جغرافیایی مربوط نباشد، طبقه اجتماعی است. افراد متعلق به طبقات بالای اجتماعی به دلیل تمول مالی و ثروتی که همواره از پدرانشان به ارث میبرند، نیاز به کار و تلاش در خود نمیبینند. این افراد معمولاً به محض تولد ثروتی را از آن میکنند که نیاز آنها به تلاش و کوشش را در طول زندگی کاهش میدهد. در مقابل این افراد، مردمی که متعلق به طبقه متوسط و پایین اجتماعی قرار دارند به دلیل دغدغه معاش مجبورند در طول زندگی به دنبال کسب و کار بروند. البته در این میان مثالهای نقضی هم وجود دارد. افراد تنبلی که متعلق به طبقه پایین اجتماعی هستند و پولداریهایی که تنبل نیستند!
وقتی تنبلی،ارزش تلقی میشود
از همه این حرفها گذشته مشکل زمانی بیش از گذشته خود نمایی میکند که تنبلی که بر اساس همه فرهنگها نابهنجاری تلقی میشود، در فرهنگی جایگاه ارزشی پیدا کند! اگر نگاهی به فرهنگ مدرسه رفتن و کار کردن در کشورمان بیندازیم متوجه این موضوع میشویم. متأسفانه در فرهنگ دانش آموزی کشور ما، اغلب به دنبال درس نخواندن هستند.
در ایام امتحانات همه با استفاده از حربههایی مانند تقلب میخواهند نمره قبولی را بیاورند و این رفتارشان را هم نشان زرنگی خود میدانند.پس از ارائه کارنامهها هم در جمع دوستان میگویند که ما هیچ درسی نخواندیم و نمره قبولی هم گرفتهایم و متأسفانه دانش آموزانی که درس خوان هم هستند و تلاش زیادی برای یادگیری درسهایشان نمیکنند، معمولاً در فرهنگ ما محبوب نیستند و دانش آموزان دیگر معمولاً با القاب ناشایست به دنبال تخریب شخصیتی آنها هستند. پس از آنکه دانش آموزان کشور ما وارد بازار کار میشوند هم این سناریو تکرار میشود.
شاید اگر ما هم مثل بسیاری از کشورها در سرزمینی زندگی میکردیم که از نفت و گاز غنی بی بهره بود، از سالها پیش مجبوری میشدیم فکری برای تأمین هزینههایمان از طرقی غیر از نفت کنیم و این باعث تغییر فرهنگ غالب در کشورمان میشد.
در محیطهای کار هم برخی از کارمندان به نوعی در صدد کم کاری هستند.
این افراد انگار تمام تلاششان را میکنند برای اینکه در روز کمترین کار ممکن را انجام دهند و اگر در این میان کسی وظایفش را به درستی انجام دهد از سوی دیگر کارکنان، مورد انتقاد واقع میشود و انگار انجام درست وظیفه عمل نابهنجاری است که از سوی کارکنان وظیفه شناس انجام شده است و دیگران به این جرم حق رفتارهای نا مناسب با چنین افرادی را دارند! در تمام ابعاد اجتماعی هم این موضوع وجود دارد. ضربالمثل « سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش»هم میتواند نشانی از همین باور باشد که در ادوار مختلف تاریخی هم وجود داشته است.
نقش رسانه در تغییر فرهنگ تنبلی
در این میان رسانه نقش بسیار موثری را در تغییر فرهنگ تنبلی در میان مردم دارد. وقتی رسانهها به خصوص رسانه ملی با تولید و پخش برنامههایی، تنبلی را به عنوان نابهنجاری رفتاری به مردم معرفی کند و انجام درست وظایف را رفتاری ارزشی نشان دهد، مسلماً فرهنگ فراگیر تنبلی هم دچار تغییراتی میشود و به مرور زمان فرهنگ انجام صحیح کار و وظایف میتواند جای آن را بگیرد. از سوی دیگر نهادهای آموزشی مانند آموزش و پرورش و آموزش عالی هم در این مسئله بسیار موثرند و کتب درسی به خصوص در مقاطع ابتدایی باید به این سمت برود که ارزشمندی کار و فعالیت و قبح بیکاری و بی هدفی و بی مسئولیتی را بیش از پیش مشخص کنند.
برچسب:
نویسنده: جـواد
پیامبر گفته:
دجال 40 روز حکومت میکند
1 روز برابر 1 سال اخروی:حکومت در بریتانیا
1 روز برابر 1 ماه اخروی:حکومت در آمریکا
1روز برابر 1 هفته اخروی:حکومت در سرزمین مقدسش اسرائیل
بقیه روزها مثل روزهای دنیوی }
1سال اخروی برابر 1000 سال دنیوی می باشد
1 ماه اخروی برابر 83 سال دنیوی است
1هفته اخروی برابر 21 سال دنیوی است
در 1روز برابر 1 سال اخروی(1000 سال دنیوی):
بریتانیا بنا به تاریخ از سال 900 شمسی قدرت در دستش بود و واحد پول جهانی پوند GBP بود
بریتانیا تا 1917 قدرت را در دست داشت یعنی تقریبا 1000 طبق گفته پیامبر(ص)
در 1 روز برابر 1 ماه سال اخروی (83 سال دنیوی):
و بعد از آن آمریکا قدرت را در دست داشت از 1917 تا 2000 و واحد پول جهانی دلار می باشد
و از سال 2000 به بعد زمینه را برای به قدرت رسیدن اسرائیل آماده میکنند .
در 1 روز برابر 1 هفته اخروی (21 سال دنیوی):
از آن به بعد در بیشتر از 10 نقطه خاورمیانه پایگاه بوجود آمد برای ایجاد امنیت برای اسرائیل
و پول جدیدی که قرار است به ما خورانده شود پول نامرئی یا همان الکترونیکی است و قرار است دلار و اسکناس طی حادثه ای کلا از بین برده شود و پول الکترونیکی پول جدید خواهد بود
و بانک مرکزی این پول ها در اسرائیل و به دست صهیونیستان کنترل خواهد شد و بهره آن در جیب صهیونیستان خواهد رفت.
یعنی پولی که قرار است به ما خورانده شود توسط شیطان پرستان کنترل می شود.
و از 2021 الی 2023 احتمال برای ظهور دجال میرود.
برچسب:
نویسنده: جـواد
برنامه حضرت مهدی علیه السلام با برنامه پیامبران و سایر پیشوایان یک تفاوت کلی دارد و آن این که برنامه وی قانون گذاری نیست، بلکه یک برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است. به این معنی که او مأموریت دارد تمام اصول تعالیم اسلام را در جهان پیاده کند و اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت را در میان جامعه بشری بگستراند.
روشن است که پیاده شدن چنین برنامه انقلابی جهانی، که به وسیله آن اصول عدالت و دادگری و حقّ و حقیقت در میان همه مردم جهان گسترش یابد، به شرایط و مقدّماتی نیاز دارد که تحقق آنها جز با مرور و تکامل همه جانبه اجتماع ممکن نیست; برخی از آن مقدمات عبارتند از:
در درجه نخست باید مردم جهان برای اجرای این اصول، تشنه و آماده گردند و تا زمانی که در مردم جهان تقاضایی نباشد، «عرضه» هر نوع برنامه مادّی و معنوی مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگی اقتصادی حکمفرماست، بلکه مشابه این نظام در عرضه برنامههای معنوی و اصول اخلاقی و مکتبهای سیاسی و انقلابی نیز حاکم میباشد و تا در اعماق دل مردم ـ برای این نوع امور ـ تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شکست رو به رو شده و کاری از پیش نخواهد رفت.
امام باقر(ع) میفرمایند:
«روزی که قائم آل محمّد(ص) قیام کند، خدا دست خود را بر سر بندگان میگذارد، در پرتو آن خردها را جمع میگرداند و شعور آنان به حد کمال میرسد».
البتّه گذشت زمان و شکست قوانین مادّی و پدید آمدن بنبستهای جهانی و کشیده شدن بشریّت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت که اصول و قوانین مادّی و سازمانهای به اصطلاح بین المللی، نه تنها نمیتوانند مشکلات زندگی را حل کنند و عدالت را در جهان حکمفرما سازند، بلکه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را برای پذیرش یک انقلاب بنیادی مهیّا و آماده میسازد و میدانیم که این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد تا تجربههای تلخ زندگی ثابت کند که تمام نظامات مادّی و سازمانهای بشری در اجرای اصول عدالت و احقاق حق و برقراری امنیّت و آرامش، عاجز و ناتوان میباشند و سرانجام باید بر اثر یأس و نومیدی، این تقاضا در مردم گیتی برای تحقّق چنان آرمان الهی پدید آید و زمینه برای عرضه یک انقلاب جهانی به وسیله یک مرد الهی و آسمانی، از هر نظر مساعد گردد.
2. تکامل علوم و فرهنگهای انسانی
از سوی دیگر برای برقرار ساختن یک حکومت جهانی بر اساس عدل و داد، نیاز فراوان به پیشرفت علوم و دانشها و فرهنگهای اجتماعی و مردمی است که آن نیز بدون پیشرفت فکری و گذشت زمان، ممکن و میسّر نمیگردد.
برقراری حکومت جهانی که در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حکومت کند و همه مردم جهان از کلیه مزایای فردی و اجتماعی اسلامی بهرهمند گردند بدون وجود یک فرهنگ پیشرفته در کلیّه شؤون بشری امکان پذیر نیست و هرگز بدون یک فرهنگ کامل، جامه عمل به خود نمیپوشد. این نیز احتیاج به گذشت زمان دارد.
3. تکامل وسایل ارتباط جمعی
از طرفی چنین حکومتی به وجود وسایل کامل ارتباط جمعی نیاز دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احکام و اصول انسانی را از طرق مختلف در مدّت کوتاهی به مردم جهان اعلام کند. این امر نیز بدون تکامل صنایع انسانی و گذشت زمان محقق نمیشود.
4. پرورش نیروی انسانی
از همه اینها گذشته ، پیشبرد چنین هدفی و پیریزی چنان انقلابی، به یک نیروی فعّال و سازنده انسانی نیاز دارد که در واقع ارتش انقلاب جهانی را تشکیل میدهد. تشکیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین افراد پاکباخته و فداکاری، که در راه هدف و حقیقت از همه چیز بگذرند، به گذشت زمان نیاز دارد.
برچسب:
نویسنده: جـواد

برچسب:
نویسنده: جـواد